از غرب وحشي تا رانت خواري عده اي
اين معدن از زمان رضاخان کشف شده و از آن زمان بخش کوچکي به تملک دولت درآمده و در طول ساليان زياد چه قبل و چه بعد از انقلاب، دولت هاي مستقر توجهي به گنج پنهاني که در اين دشت وسيع پنهان شده نکرده اند ولي حضور غربي ها در مقطعي از زمان و اکتشافات آنها به خصوص در دوران دولت سازندگي، مردم اين منطقه را هوشيار کرده که تنها معدن دولت سنگ ندارد بلکه به وسعت بسياري در اين منطقه و در زير خاک مي توان سنگ آهن يافت.

دليل اين موضوع را يکي از مهندسان معدن اينگونه توضيح مي دهد: «به دليل اينکه در اين منطقه بادها با سرعت 70 تا 120کيلومتر مي وزد و شاهد بارندگي هاي بسيار در اين منطقه هستيم سنگ هاي آهن در طول زمان همراه با سيلاب در منطقه اي با وسعت چندين هزار هکتار در زير خروارها خاک قرار گرفته اند و به همين دليل با خاکبرداري به سنگ هايي برمي خوريم که مي توان با خُردکردن آنها به کنستانتره آهن(پودر شده سنگ) دست يافت که گرچه ممکن است درجه خلوصش از خود معدن دولتي کمتر باشد ولي بازهم قيمت زيادي دارد.» همين موضوع در دهه70 باعث شد که مردم منطقه با خريد ماشين آلات خاک برداري و سنگ شکن دل به دشت خواف بزنند و شروع به استخراج کنند.

يکي از محلي هاي سنگان مي گويد: «قبل از آن، مردم اين منطقه اگر مشغول به کاري نبودند با افغان ها قاچاق ترياک مي کردند ولي با فهميدن آنکه سنگ آهن هم دردسر کمتري دارد هم نظارت دولت وجود ندارد شاهد هجوم آنها به دشت ها بوديم و هر خانواده اي که افراد بيشتري را داشت همه را در دشت براي خاکبرداري به کار گرفت.» او در باره تنش هايي که بعد از اين اتفاق افتاد مي گويد: «به دليل اينکه هر خانواده اي خواستار استخراج در منطقه وسيع تري بود شاهد درگيري هاي گاهي حتي مسلحانه بين مردم بوديم و هرکس زور بيشتري داشت منطقه بيشتري را خاکبرداري مي کرد حتي براي اينکه کسي منطقه آنها را صاحب نشود شب ها نگهبان مسلح براي محافظت از زمينشان مي گذاشتند.»

به ناگاه به ياد فيلم هاي غرب وحشي که در مورد استخراج طلابود افتاده و به مقايسه سال هاي اين وقايع در ذهن مي پردازم؛ يکي در غرب آمريکا نزديک به چندقرن پيش و ديگري نزديک به دو دهه پيش در شرق ايران. ولي اين داستان ادامه نمي يابد و دولت مجبور به دخالت در اين منطقه مي شود و اعلام مي کند، فرد متقاضي براي خاکبرداري بايد زمين ها را از منابع طبيعي خريداري کرده و مجوز استخراج هم بگيرد و اين آغاز يک تراژدي ديگر در منطقه مي شود. طبق معمول دانه درشت ها مجوز مي گيرند و مردم آن منطقه در گيرودار کاغذبازي ها براي گرفتن مجوز گرفتار مي شوند. گرچه بعدها اين افراد به دليل عدم داشتن اطلاعات کافي مجوزها را به افراد محلي يا شرکت هاي معتبر معدني فروختند.

چرخش به سمت اقدام هاي علمي و مجوزهاي کارشناسانه
وقتي صداي اعتراض مردم منطقه بلند مي شود در آغاز دهه80 دولت طرح جامعي براي دادن مجوز استخراج به افراد تصويب مي کند و بعد از آن شاهد حضور شرکت هاي خصوصي و مهندسان معدن در اين منطقه و اقدام هاي علمي در اکتشاف و استخراج در سنگان هستيم. به دليل به کارگيري نيروهاي محلي و حتي استاني در اين منطقه بازهم شاهد رضايت مردم سنگان هستيم. اکثر آنها که قبلابه سختي و با ماشين آلات ارزان و غيراستاندارد خود ساعت ها دست به خاکبرداري مي زدند و حاصل کارشان هم استخراج بسيار پايين بود با حقوق هاي بالابه استخدام شرکت هاي داراي مجوز درمي آيند. يکي از افرادي که براي يکي از اين شرکت ها کار مي کند مي گويد: «ساکن خواف هستم و هرروز صبح ساعت شش سرويس اياب وذهاب حدود صدنفر را از شهر ما به اين معدن مي آورد و ساعت چهار کارمان تمام مي شود.» او در مورد حقوق و مزايا مي گويد: «حدود دوميليون تومان با بيمه و ناهار مي گيريم.» رقم قابل توجهي است ولي آيا سختي کار هم دارد؟ او مي گويد: «بيشتر کارها را ماشين آلات انجام مي دهند و ما فقط به خاکبرداري اوليه و پيداکردن سنگ ها مي پردازيم ولي گاهي در سرما يا تابستان که باد گردوغبار را بلند مي کند کارکردن سخت مي شود.

بعضي از کارگران مشکلات ريوي پيدا کرده اند.» با توجه به حقوق و مزايا نسبت به بسياري از کارگران حقوق مناسبي مي گيرند و البته به موقع. با يکي از صاحبان مجوز صحبت مي کنم. او نکات جالبي را در مورد اين استخراج توضيح مي دهد: «من مجوز را از فرد ديگري خريدم و حدود دوميليارد هم خرج ماشين آلات کردم.» او در مورد درآمدش مي گويد: «اوايل که زمين را خريده بودم به دليل وجود سنگ آهن هاي زياد، سود زيادي کردم ولي الان سالانه حداقل پنج ميلياردتومان درآمد دارم و به دليل اينکه ميزان استخراجمان کم شده ميزان درآمد هم کم شده به همين خاطر خودم درخواست يک مجوز ديگر براي يک زمين در دوکيلومتري همين زمين را دادم که به زودي خاکبرداري در آن منطقه را شروع مي کنم.» از او در مورد خريداران سنگ مي پرسم و مي گويد: «90درصد سنگ ها به چين صادر مي شود و هرروز هم ميزان شرکت هاي چيني که درخواست سنگ از شرکت هاي اين منطقه را دارند به دليل درجه خلوص بالابيشتر مي شود.»

يکي از مهندسان معدن مي گويد اين مجوزها خيلي ها را چه از سنگان و چه از نقاط مختلف ميلياردر کرد. حتي کساني را داشتيم که بدون کارشناسي و شانسي زميني را از منابع ملي خريدند و بعد از هجوم شرکت هاي خصوصي آنها را به قيمت هاي بالافروختند. او به يکي از همکارانش اشاره مي کند: «يکي از همکاران من بعد از اينکه فهميد دارن مجوز ميدن يکي از زمين ها را 19ميليون در سال 84 خريد و سال 87 بيشتر از 500ميليون فروخت. الان هم يک بي ام و براي زنش خريده يک لندکروز براي خودش!» ميزان سنگ آهن پنهان شده در اين منطقه به مقداري زياد است که همچنان شاهد خاکبرداري شرکت هاي خصوصي هستيم و هنوز سنگ آهن هاي با حجم زياد از زير خاک بيرون آورده مي شود. سنگان توانسته مردمان خود را سيراب کند ولي آيا دولت جديد برنامه اي براي معدن دراختيار خود، که به گفته رييس معدن بزرگ ترين معدن سنگ آهن خاورميانه ناميده مي شود دارد تا با تجهيز ماشين آلات فرسوده که در هشت سال گذشته هيچ رسيدگي اي به آنها نشده با استخراج سنگ آهن شاهد رقابت آن با درآمد نفتي کشور باشيم؟